منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به این وبلاگ چیه؟










آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
جستجو
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
کاربردی

محکوم کردن توهین به پیامبر



ساخت کدصوتی صلواتی




ثبت لینک

کد لوگوی ما
ابر برچسب ها

سرودن شعری بسیار پربار و پرمعنی ، آن هم خالی از حتی یک نقطه ، کافیست تا به پختگی هنر و جایگاه والای ادبی استاد بزرگوار، فیلسوف قرن حاضر ،‌ علامه حسن زاده آملی پی ببریم.

 




موضوع :
علمـــــا و بزرگان ,  پیامبر اکرم(ص) ,  مختلف و خواندنی , 

آنچه این سالها در پی عزّت اسلام و بیداری اسلامی، در اهانت به رسول خدا می بینیم تکرار کفرورزی مشرکین صدر اسلام است که شعار قرآنی تبّت یدا أبی لهب را یادآور می شود . شاعر معاصر و مسیحی لبنان جورج شکّور در این شعر این فضا را ترسیم می کند:
 

سامَ النبیَّ المشرکونَ جمیعَ أنواعِ العذاب

أوصی أبولهبٍ لئیمَهُمُ بفاحشةٍ و عاب


  تبّت یدا ... تبّت،أبی لهبٍ و تب

یصلی، سیصلی ناره ذات لهب


و کذاک أغری زوجَه لتطوفَ من بابٍ لِباب

ترمی علی دربِ النبیِّ الشّوکَ ، تبتَکِرُ الصِّعاب


  تبّت یدا ... تبّت،أبی لهبٍ و تب

یصلی، سیصلی ناره ذات لهب


حمّالةُ الحطبِ اللعینةُ لم تَکُفَّ عنِ السِباب

و هناکَ صِبیانٌ یَذُرّون الحجارةَ و التُّراب


  تبّت یدا ...تبّت، أبی لهبٍ و تب

یصلی، سیصلی ناره ذات لهب


فی وجهِ أتباعِ الرّسولِ ، و ما یصدُّهمُ جواب

والمشرکون یُطاردونَ المسلمینَ و من أناب


 تبّت یدا...  تبّت، أبی لهبٍ و تب

یصلی، سیصلی ناره ذات لهب

ترجمه شعر:

مشرکان طعم همه گونه عذاب و رنج را به پیامبر چشاندند.

"ابولهب" فرومایگانشان را به کارهای زشت و ناپسند در باره رسول خدا سفارش می کرد

و از همسرش نیز می خواست تا از این در به آن در بشتابد و خار و هیزم بر سر راه پیامبر بگذارد و سختی های مختلف را برای رسول خدا فراهم سازد.

آن زن هیزم کش ملعون از بدگویی و ناسزاگویی به پیامبر اکرم دست بر نمی داشت.

و کودکانی بودند که سنگ و خاک به روی پیروان پیامبر می ریختند و هیچکس جلودارشان نمی شد و مشرکان ، مسلمانان و مؤمنان را تعقیب می کردند تا مجازات کنند.

 

دانلود شعر بالا با مداحی  برادر میثم مطیعی

منبع :  تابناک




برچسب ها :
شعر ؛ مسیحی؛ پیامبر(ص)؛ میثم مطیعی , 

موضوع :
دانلود ,  پیامبر اکرم(ص) , 

ساقی بیا که بزم طرب، زیب و فرگرفت وجد و نشاط در همه خشک وتر گرفت
ساقی بیار باده ز می خانه الست چون شاه عشق، تاج رسالت به سر گرفت
ساقی بیار باده، بزن مطربا، سرود کامروز حُسن یار صفایی دگر گرفت
افتاد خالِ ختمِ رسالت به روی یار با آن که داشت جلوه، تجلّی ز سر گرفت
نازد بسیط خاک به دولتْ بر آسمان کو را هُمای عزّ و شرف زیر پر گرفت
اندر حَرا که محو رخ یار بود یار او را به شاهی دو جهان در نظر گرفت
روح القدس بیامد و گفتش که: ای حبیب حُسنتْ ملاحت از همگان بیش تر گرفت
«اقرأ بِاسمِ ربِّک» ای عندلیب دوست باید نوای عشق در این بزم برگرفت

عبدالرحیم ملکیان




موضوع :
پیامبر اکرم(ص) , 

مقام معظم رهبری می فرمایند:
 

خدای متعال به ما مسلمانان دستور داده است که از پیامبر تبعیت کنیم. این تبعیت، در همه چیز زندگی است. آن بزرگوار، نه فقط در گفتار خود، بلکه در رفتار خود، در هیأت زندگی خود، در چگونگی معاشرت خود با مردم و با خانواده، در برخوردش با دوستان ، در معامله اش با دشمنان و بیگانگان، در رفتارش با ضعفا و با اقویا، در همه چیز اسوه و الگوست. جامعه ی اسلامی ما آن وقتی به معنای واقعی کلمه جامعه ی اسلامی کامل است، که خود را بررفتار پیامبر منطبق کند. اگر به طور صد در صد مثل رفتار آن حضرت عملی نیست - که نیست- لااقل شباهت به آن بزرگوار باشد؛ عکس جریان زندگی نبی اکرم بر زندگی ما حاکم نباشد؛ در آن خط حرکت بکنیم.

ادامه مطلب...




موضوع :
پیامبر اکرم(ص) ,  مقالات , 

محمد رضا آقاسی
الا ساقی مستان ولایت
بهار بی زمستان ولایت
از آن جامی که دادی کربلا را
به نوشان این خراب مبتلا را
چنان مستم کن از یکتا پرستی
که از آهم بسوزد کل هستی
-
هزاران راز را در من نهفتی
ولی در گوش من اینگونه گفتی
ز احمد تا احد یک میم فرق است
جهانی اندراین یک میم غرق است
یقینا میم احمد میم مستی ست
که سر مست از جمالش چشم هستی ست
-
زاحمد هردو عالم آبرو یافت
دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت
اگر احمد نبود آدم کجا بود
خدا را آیه ای محکم کجا بود
چه می پرسند کاین احمد کدام است
که ذکرش لذت شرب مدام است
-
همان احمد که آوازش بهار است
دلیل خلقت لیل و نهارست
همان احمد که فرزند خلیل است
قیام بتشکنها را دلیل است
همان احمد که ستار العیوب است
دلیل راه و علام الغیوب است
-
همان احمد که جامش جام وحی است
به دستش ذوالفقار امر و نهی است
همان احمد که ختم الانبیا شد
جناب کنت و کنز مخفیا شد
همان اول که اینجا آخر آمد
همان باطن که بر ما ظاهر آمد
-
همان احمد که سرمستان سرمد
بخوانندش ابوالقاسم محمد (ص)
محمد میم و حا ء و میم و دال است
تدارک بخش عدل و اعتدال است
محمد رحمه للعالمین است
کرامت بخش صد روح الامین است
-
محمد پاک و شفاف و زلال است
که مرات جمال ذوالفقار است
محمد تا نبوت را برانگیخت
ولایت را به کام شیعیان ریخت
ولایت باده ی غیب و شهود است
کلید مخزن سر وجود است
-
محمد با علی روز اخوت
ولایت را گره زد بر نبوت
محمد را علی آینه دارد
نخستین جلوه اش در ذوالفقار است





موضوع :
پیامبر اکرم(ص) , 

دوستان عدد 92 در حروف ابجد  

 اسم  

حضرت محمد صل الله علیه و آله و سلم هست

و عدد 18  

هم روز 18 ذی الحجه

 روز به ولایت رسیدن

 مولا امام علی بن ابیطالب علیه السلام

حالا 92 + 18 کنین با هم جمع کنین

میشه عدد 110

 یعنی اسم حضرت علی علیه السلام  

(((((( حروف ابجد هم به ولایت  

 مولا علی علیه السلام شهادت میده

وای به حال گمراهان ...... ))))))  

 اعیاد، مبارکتون باشه ان شاءالله

 

 صلوات یادتون نره...




موضوع :
امام علی(ع) ,  پیامبر اکرم(ص) , 

 آیا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) به شهادت رسیدند؟


پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود. این پرسش را می توان از دو منظر بررسی کرد:




موضوع :
پیامبر اکرم(ص) , 

(فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَأَبْناءَکُمْ وَنِساءَنا وَنِساءَکُمْ وَأَنْفُسَنا وَأَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ)؛                              (سورهٔ آل‌عمران-آیهٔ ۶۱) 

  • پس هر که در این (باره) پس از دانشی که تو را (حاصل) آمده با تو محاجه کند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را فرا خوانیم سپس مباهله کنیم و لعنت‏خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.
  • But whoever disputes with you in this matter after what has come to you of knowledge, then say: Come let us call our sons and your sons and our women and your women and our near people and your near people, then let us be earnest in prayer, and pray for the curse of Allah on the liars.
  • به ادامه مطلب توجه کنید...




    برچسب ها :
    مباهله , 

    موضوع :
    پیامبر اکرم(ص) ,  امام علی(ع) ,  حضرت زهرا(سلام الله علیها) ,  امام حسن مجتبی(ع) ,  امام حسین(ع) ,  مختلف و خواندنی ,  قـــــــرآن كریـــــــــــم , 

    «اقراء»

    صدای کیست که می پیچد؟

    صدای کیست که این گونه در پیراهن صخره ها می پیچد؟

    صدای کیست که ستارگان را خیره کرده و ریسمانی از نگاهشان را به سمت صدا کشانده است؟

    «اقراء»

    صدای کیست که این گونه محمد صلی الله علیه و آله را مات خود کرده است؟!

    صدای کیست که این گونه محمد صلی الله علیه و آله را... چرا محمد صلی الله علیه و آله ؟!

    «اقرا باسم ربک الذی خلق.

    و صدا می پیچد، صدای سعادت انسان ها صدای برادری، صدای برابری، صدای کمال... صدای عشق، گوش صخره ها تیز می شود.

    دشت ها آغوش می شوند برای در بر کشیدن این صدا آه، کوه ها شانه نحیفی برای این رسالتند. صخره ها گوش های شنیدن این صدا نیستند. جنگل ها پاهای رفتن با این کوله بار نیستند. جاده ها تحمل این راه دشوار را ندارند. پس کیست آن که جامع این همه باشد؟! کدام دل؟ کدام دست؟ کدام پا؟ کدام؟

    به پاهای این مرد نگاه کنید؛ استوار استوار است.

    چنان با سینه گشاده ایستاده که به یاد «اَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَک» می افتی.

    در توان هیچ آفریده ای نیست.

    این سینه حامل کتابی است که صاحب کتاب گفته «لَوْ اَنْزَلْنا هَذَا الْقُرانَ عَلی جَبَل لَرَأیْتَهُ خاشِعا مَتَصَدِّعا مِنْ خَشْیَةِ اللّه».

    آری! توان کوه ها، این برنامه را، این کلمات را نمی تواند به دوش بکشد. این سختی از آن محمد صلی الله علیه و آله است. محمد صلی الله علیه و آله را برای این راه برگزیده اند. محمد سینه گشاده این کلمات است. پاهای محمد است که استواری خداوندی را برای این راه پرفراز و نشیب دارد.

    «اقرا باسم ربک الذی خلق» کلمات، به سبکی نسیم، بر گوش های محمد می نشیند و او سرشار از شوقی عظیم، گوش جان می سپارد به کلمات دلنشین خدا. و آرام تکرار می کند آن چه را که شنیده است.

    تکرار می کند 23 سال عشق را.

    تکرار می کند 23 سال برادری را، 23 سال سختی را، کار شکنی را، خون را شمشیر را.

    تکرار می کند آن چه را که در گوشش طنین می اندازد. تکرار می کند...

    و تکرار می کند «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک» را.

    تکرار می شود آن چه را که محمد صلی الله علیه و آله پایه ریزی کرده بود. تکرار می شود با 12 شانه تحمل، 12 پای پر صلابت و 12 سینه گشاده.

    حالا می فهمیم چرا خدایش گفته:

    «انا اعطیناک الکوثر»

    علی سعادت شایسته




    موضوع :
    پیامبر اکرم(ص) , 

    باد، بوی آشنا آورد تا من از تو بهانه سرودن بگیرم.

    سلام، حضرت خورشید! سلام، عالی جانب لحظه های تبسم!

    جبریل با کُدام آیه های سبز، بر این کوه سبز فرود آمده که تمام وجودم را شهادتی سُرخ فرا می گیرد؟

    شهادت می دهم که تو آخرین شور زمین، امروز به آینه ها درس وحدت خواهی داد.

    دُرست نگاه کنم اگر، این غار حراست که می بالد به خود از این همه فرشته.

    این تویی که چرخ ملکوت را می چرخانی.

    یا محمد! این ثانیه های رازآمیز توست که دارد تکثیر می شود و شیرینی وحی را به کام ما می ریزد...

    می خوانی با کلماتی که از نور و نغمه و نماز پُرند.

    می خوانی به نام همه انبیا.

    می خوانی به همراه تمام تاریخ.

    می خوانی با همه خستگی های فردا و من می بینم که بال هایی از نور، کلمات تو را به چهار سوی زمان خواهند بُرد.

    جبریل! این مردی که در مقابل توست، خود عاشق است.

    سلام، ثانیه سبز! سلام، ای متواضع ترین مرد همه تاریخ!

    سلام ای پدر! سلام، سلام ای برادر مهر!

    سلام خداوند و فرشتگان، از عرش، با بادهای مهاجر به تو می رسد و تو امروز در راهی قدم خواهی زد که پایانش را فقط خورشید می داند و خودت و خدا.

    از رد گام های تو ای مبعوث! گلستان خواهد جوشید و از چشم های تو، اشراق، پرده می گیرد.

    سلام، ای جاری ترین جریان صبح در کالبد زمین!

    یا محمد! این فصل عاشقانه که آغاز می کنی، بوی کدام شعر نگفته مرا می دهد.

    کلماتم عاجزند از وصف آن چه تو در ثانیه صبح می خوانی در لحظه بی خودی.

    «من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو»

    ماه هم غلام توست

    ماه، رد گام هایت را نقره پوشی می کند.

    راه تو را در سپیده آغاز عشق، روشن می کند.

    به خانه برو و آغاز راه بده.

    به خانه برو و جامه سپید تغزل را بپوش.

    به خانه برو و همه دنیا را از عطر خودت لبریز کن.

    به خانه برو، به بُراق عشق بنشین و بال هایش را بیدار کن تا عطر تو، تمامی خواب های جهان را پُر کند.

    به خانه برو؛ لرزان، نه استوار؛ که این لرزه های آتشفشان نور است.

    به خانه برو، نماز گزار کوه نور، خورشید طالع شده از قله حرا!

    به خانه برو، جهان، منتظر کلمات توست.

    امیر مرزبان




    موضوع :
    پیامبر اکرم(ص) , 


    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic