«این حمایت برای دفاع یک پارچه از گفتمان انقلاب اسلامی است و به ایشان دعا میکنم تا انشالله همواره در همین خط اصیل در تمسک به اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله ، با رهبری ولی امر مسلمین جهان حضرت آیه الله العظمی امام خامنه ای ادام الله ظله العالی و همراه با روحانیت متعهد دامت برکاتهم باقی بمانند و بتوانند خدمتگزار خوبی برای این مردم مومن و نجیب باشند.» - بیانیه دکتر لنکرانی در حمایت از دکتر جلیلی
 
...
آزمون، سنت الهی در سنجش عیار مدعیان ایمان است و آزمون‌های سخت و دشوار، سنت الهی برای محك بزرگان و نام آوران. هر چقدر درجه بزرگی و عظمت روح و شخصیت افراد بالاتر برود، به همان میزان بر سختی آزمایش‌های الهی كه سنت‌های جاری بر زمان و مكان هستند، افزوده می‌شود. قرآن کریم هم تاکید می‌کند که آزمایش‌های الهی، یک سنت دائمی و جاری در همه زمان‌ها و مکان‌ها است و منحصر به هیچ گروه یا فرد خاصی نیست: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا یُفْتَنُون.»
 
صندلی ریاست جمهوری هم از آن آزمون‌های سختی است که پیش روی برخی اهالی سیاست قرار می‌گیرد و میزان صدق و راستگویی فکری و عملی آنان را می‌سنجد؛ آزمونی که فقط آنهایی که دعای هر روزشان «رب اشرح لی صدری» است می‌توانند به سلامت از آن عبور کنند و بقیه در مرداب قدرت طلبی و ثروت اندوزی گیر می‌کنند و حتی اگر در آن فرو نروند، به پیش هم نمی‌توانند بروند.
 
بیانیه دکتر کامران باقری لنکرانی مبنی بر انصراف از کاندیداتوری ریاست جمهوری یازدهم به نفع دکتر سعید جلیلی نشان داد که آتشِ قدرت‌طلبی، سهم‌خواهی و خودرایی و خودشیفتگی بار دیگر بر یکی از بندگان صالح خدا، گلستان شده است و فردی که محبوبیت بسیاری در میان جوانان و علاقه‌مندان به انقلاب اسلامی داشت، با هوشمندی و ذکاوتی که قریب به اتفاق سیاستمداران از آن بی‌بهره هستند، شرایط کنونی را به خوبی تحلیل کرد و نهایتا از این آزمون سخت و سنگین، سربلند بیرون آمد.
 
دکتر لنکرانی تنها فردی بود که به طور صریح، جدی و مشخص مورد تایید و حمایت یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین علمای حال حاضر جهان تشیع بود و شخص علامه مصباح یزدی وی را فرد اصلح برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری عنوان کرد. با این حال، این دانشمند جوان نه تنها مانند برخی مدعیان جهاد و بصیرت، دچار غرور و خودپسندی نشد، بلکه هر چه جلوتر رفت، خاضع‌تر و خاشع‌تر شد و نهایتا همانند یک سیاستمدار هوشمند و زیرک، به میز قدرت در خیابان پاستور پشت کرد و صلاح و خیر کشور را در حمایت از یک کاندیدای دیگر دید؛ اقدامی که اگر نگوییم بی‌نظیر، قطعا در تاریخ کشورمان کم سابقه بوده است.
 
دکتر لنکرانی نه قول ائتلاف داده بود و نه با استفاده از اموال عمومی و بیت‌المال، خودش را یگانه منجی ایرانِ عزیز معرفی کرده بود اما نشان داد برخلاف همه داعیه‌داران سیاست و افرادی که خودشان را از "والسابقون السابقون" انقلاب اسلامی می‌دانند و همیشه فخرِ رجل سیاسی بودن خودشان را با تمسخر به دیگران می‌فروشند، سیاست را خوب می‌فهمد و درک بسیار دقیق و شفافی از فضای سیاسی کشور در حال حاضر دارد. بر همین مبنا، به خوبی عرصه فعالیت‌های انتخاباتی خود را مدیریت کرد و نهایتا گرینه مورد صلاح ایران و اسلام را برگزید.
 
تشخیص این مساله، آن هم در زمانی که رویای وسوسه‌انگیز «پاستور» جلوی روی توست و حمایت و پشتیبانی مطهری زمان را هم داری و کارنامه عقیدتی و اجرایی تو هم جای هیچ شکی را برای توانایی در انجام این ماموریت نمی‌گذارد، به هیچ عنوان کار ساده‌ای نیست. تجربه همین دوره انتخابات نشان داده که این رویا آنقدر شیرین است که حتی می‌توان زیر قول و قرارها زد و ابتدا ائتلاف کرد و سپس صورت مساله را پاک شده دانست؛ می‌توان اخلاق را به گوشه‌ای انداخت و برای تصاحب صندلی ریاست جمهوری، در یک هفته مواضع متفاوت و دروغین گرفت؛ می‌توان چفیه بر گردن انداخت و فاسدترین افراد را در زیرمجموعه‌های تحت مدیریت خود به کار گرفت و قس علی هذا. 
 
پس باید اذعان کرد و شهادت داد که دکتر باقری لنکرانی یک رجل سیاسی به تمام معناست؛ فردی که سیاست را نه فن فریب و دغل بلکه راه و روشی برای پیاده کردن الگوی حکومت و جامعه اسلامی می‌داند و در این راستا، حتی به رویاهای شیرین هم پشت می‌کند تا مسیر انقلاب و اسلام هموارتر شود.