نویسنده: عبد الكریم پاک ‏نیا

جوانان و نوجوانان در هر جامعه‏اى گنجینه‏هاى سرشارى هستند كه اگر مربیان و متولیان براى این قشر عظیم سرمایه گذارى شایسته انجام داده و این گروه فعال و پرشور را با رفتار حكیمانه و تكریم شخصیت و احترام به نیازها، به اهداف مطلوب و ایده‏آل خود هدایت نمایند، علاوه بر این كه آنان را از خطر انحراف و تردید در هویت و آسیب‏هاى اجتماعى مصونیت‏بخشیده‏اند، قلب‏هاى پاك و زلال آنان را به سوى خوبى‏ها، زیبایى‏ها و اخلاق پسندیده رهنمون شده‏اند، و جامعه آینده را از نظر سلامتى و حفظ ارزش‏ها و فرهنگ، بیمه نموده‏اند. امام صادق‏علیه السلام در مورد سرمایه گذارى معنوى براى نسل نو و حفاظت نوجوانان از گروه‏هاى منحرف و كج اندیش، مى‏فرماید: «با درو احداثكم بالحدیث قبل ان یسبقكم الیهم المرجعة (1) ; نوجوانان خود را با احادیث ما آشنا كنید قبل از این كه مرجعه (یكى از گروه‏هاى منحرف) بر شما پیشى گیرند.

ادامه مطلب

ارتباط با نسل جوان

هدایت و تربیت نسل جوان به لحاظ اهمیتى كه دارد امروزه بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان و دل سوزان جوامع مختلف قرار گرفته است. جوان داراى خصوصیات عاطفى، اجتماعى و جسمانى است. حساسیت، تنوع خصلت‏هاى رفتارى، هیجان‏هاى درونى، علاقه شدید به دوستى با همسالان، عدم كنترل رفتار، حب ذات، الگو پذیرى و تقلید، افتخار به شخصیت و تشخص‏طلبى و میل به آزادى، شمه‏اى از ویژگى‏هاى اوست.
با توجه به این ویژگى‏ها، شیوه رفتارى امام صادق‏علیه السلام با جوانان، و همچنین سخنان و دستور العمل‏هاى آن حضرت براى جوانان و برخورد با آنان، بهترین نسخه شفا بخش و راهگشاست. نگاه‏هاى مهربان، بزرگداشت‏شخصیت، توجه به استعداد و صلاحیت آنان، احترام به نیازهاى فردى و اجتماعى، رفتار محبت‏آمیز و حكیمانه و سرشار از عاطفه و خلوص، موجب جذب جوانان به سوى آن حضرت بود و شیفتگى آنان به رهبر خویش، ریشه در شیوه رفتار و گفتار آن حضرت نسبت‏به مخاطبین و شاگردان خویش دارد.
آن حضرت به سرعت پذیرش سجایاى اخلاقى در نوجوانان توجه كرده و به ابوجعفر; مؤمن طاق مى‏فرماید:
«علیك بالاحداث فانهم اسرع الى كل خیر; (2) بر تو باد تربیت نوجوانان، زیرا آنان زودتر از دیگران خوبى‏ها را مى‏پذیرند.»
در اینجا چند نمونه از رفتار آن حضرت را در برخورد با نسل جوان مى‏خوانیم:
1 - آن روز یكى از شلوغ‏ترین ایام حج‏بود. امام صادق علیه السلام با گروهى از یارانش گفت و گو مى‏كرد. در این هنگام هشام بن حكم كه تازه به دوران جوانى گام نهاده بود، خدمت امام رسید. پیشواى شیعیان از دیدن این جوان شادمان شد، او را در صدر مجلس و كنار خویش نشاند و گرامى داشت. این رفتار امام، حاضران را كه از شخصیت‏هاى علمى شمرده مى‏شدند، شگفت زده ساخت. وقتى امام علیه السلام آثار شگفتى را در چهره حاضران مشاهده كرد فرمود: «هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و یده; این جوان با دل و زبان و دستش (با تمام وجود) یاور ماست.» سپس براى اثبات مقام علمى هشام براى حاضرین، درباره نام‏هاى خداوند متعال و فروعات آن‏ها از وى پرسید و هشام همه را به نیكى پاسخ گفت. آن گاه حضرت فرمود: «هشام! آیا چنان فهم دارى كه با منطق و استدلال دشمنان ما را دفع كنى، هشام گفت: آرى. امام فرمود: «نفعك الله به و ثبتك; خداوند تو را از آن بهره‏مند سازد و [در این راه] ثابت قدم بدارد.» هشام مى‏گوید: بعد از این دعا هرگز در بحث‏هاى خداشناسى و توحید شكست نخوردم. (3)
2 - مفضل بن عمرو نماینده امام صادق علیه السلام در شهر كوفه بود. او از طرف امام موظف بود به مشكلات دینى، مالى و اجتماعى مردم كوفه رسیدگى كند و در این رابطه با جوانان شهر ارتباط صمیمانه و مستحكمى برقرار كرده بود، براى همین عده‏اى این دوستى را نتواستند تحمل كنند، ناچار به شایعه و افتراء روى آوردند و مفضل و یارانش را به شرابخوارى، ترك نماز، كبوتر بازى و حتى به سرقت و راهزنى متهم كردند. این گروه، كه ابوالخطاب معزول و طرفدارانش از فعالان آن شمرده مى‏شدند، شایع كردند كه مفضل افراد بى مبالات و لاابالى را پیرامونش گرد آورده است. وقتى این شایعات به اوج رسید، گروهى از مومنان و مقدسان كوفه به محضر امام صادق‏علیه السلام چنین نوشتند: «مفضل با افراد رذل و شرابخوار و كبوتر باز همنشین است، شایسته است دستور دهید این افراد را از خود دور سازد.»
امام صادق علیه السلام بدون این كه با آنان در این باره سخن بگوید، نامه‏اى براى مفضل نوشته، مهر كرد و به آنان سپرد تا به مفضل برسانند. حضرت تصریح كرد كه نامه را خودشان شخصا به مفضل تحویل دهند. آنان به كوفه برگشتند و دسته جمعى به خانه مفضل شتافتند و نامه امام صادق علیه السلام را به دست مفضل دادند. وى نامه را گشود و متن آن را قرائت كرد. امام‏علیه السلام به مفضل دستور داده بود كه: چیزهایى بخرد و به محضر امام علیه السلام ارسال كند. در این نامه اصلا اشاره‏اى به شایعات نشده بود. مفضل نامه راخواند و آن را به دست همه حاضران داد تا بخوانند. سپس از آنان پرسید: اكنون چه باید كرد؟ گفتند: این اشیاء خیلى هزینه دارد. باید بنشینیم، تبادل نظر كنیم و از شیعیان یارى جوییم.در واقع هدفشان این بود كه فعلا خانه مفضل را ترك كنند. مفضل گفت: تقاضا مى‏كنم براى صرف غذا در اینجا بمانید. آنان به انتظار غذا نشستند. مفضل افرادى را به سراغ همان جوانانى كه از آن‏ها بدگویى شده و به كارهاى ناروا متهم شده بودند فرستاد و آنان را احضار كرد. وقتى نزد مفضل آمدند، نامه حضرت صادق‏علیه السلام را براى آنان خواند. آنان، با شنیدن كلام امام صادق‏علیه السلام براى انجام فرمان حضرت از خانه خارج شدند و پس از مدت كوتاهى بازگشتند. هر كدام به اندازه وسع خویش روى هم نهاده و در مجموع 2 هزار دینار و ده هزار درهم در برابر مفضل نهادند. آن گاه مفضل به شكایت كنندگان كه هنوز از صرف غذا فارغ نشده بودند نگریست و گفت: شما مى‏گوئید این جوانان را از خودم برانم و گمان مى‏كنید خدا به نماز و روزه شما نیازمند است؟! (4)
در اینجا به بخشى از شیوه‏ها و راه كارهاى عملى برخورد و هدایت جوانان در پرتو گفتار و رفتار صادق آل محمدعلیهم السلام مى‏پردازیم:

1 - رفتار نیكو و ملایم

نوجوان قلبى پاك و روحى حساس و دلى نازك و عاطفى دارد. در برخورد با او باید راه نرمى و ملایمت پیش گرفت. نگاه مهربان، ارزش دادن به شخصیت و رفتار خوش، بهترین شیوه ارتباط با اوست. محبت، اظهار علاقه، صدا كردن با القاب، عناوین و نام‏هاى زیبا او را به سوى مبلغ و مربى جذب مى‏كند و در این حال مى‏توان ارتباط قلبى و عاطفى با او ایجاد كرد، سخنانش را شنید، راهنمایى كرد، لغزش‏ها را متذكر شد و بالاخره درعالم دوستى كه یك ارتباط شدید روحى و عاطفى برقرار است، مى‏توان صفات زیبا را به او القاء نمود، نیازهاى بسیارى را از او برطرف كرد و از آلودگى‏ها او را بر حذر داشت، زیرا گرایش جوان به خوبى‏ها و زیبایى‏ها از دیگران بهتر و سریع‏تر انجام مى‏پذیرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «من لم تكن فیه ثلاث خصال لم ینفعه الایمان: حلم یرد به جهل الجاهل. و ورع یحجزه عن طلب المحارم. و خلق یدارى به الناس; (5) هر كس سه خصلت را دارا نباشد از ایمان خود سودى نخواهد برد: اول - بردبارى، كه جهل نادان را برطرف كند. دوم - پارسائى، كه او را از حرام باز دارد. سوم - رفتار نیكو كه با مردم مدارا نماید.»

2 - آگاهى دادن در مسائل دینى

یكى از علل دین گریزى برخى جوانان و نوجوانان عدم آگاهى به مسائل دینى است. زیرا انسان طبیعتا هر چه را نشناسد به سویش نمى‏رود و افكار واحساسات و حواس خود را به سوى آن معطوف نمى‏دارد. اما شناخت و آگاهى از خوبى‏ها و زیبائى‏ها به ویژه اطلاع از منافع آن، سریعا انسان نفع طلب را به آن جذب كرده و آن را در نزد شخص، دوست داشتنى مى‏كند. براى همین اگر جوانان با آثار و بركات و احكام و معارف دین آشنا شوند، فاصله آنان با حقایق دینى كم خواهد شد. افزون بر این، نسل جدیدى كه معمولا از مسائل و حقایق دینى بى اطلاع یا كم اطلاع است و بصیرت و معرفت كافى از دین ندارد، تحت تاثیر تبلیغات و هجمه‏هاى فرهنگى دشمنان قرار مى‏گیرد.
امام صادق علیه السلام به بشیر دهان (روغن فروش) فرمود: «لا خیر فى من لا یتفقة من اصحابنا یا بشیر ان الرجل منهم اذا لم یستغن بفقهه احتاج الیهم فاذا احتاج الیهم ادخلوه فى باب ضلالتهم و هو لا یعلم; (6) از دوستان ما كسى كه در دین خود اندیشه و تفقه نكند ارزش ندارد. اى بشیر! اگر یكى از دوستان ما در دین خود تفقه نكند و به مسائل و احكام آن آشنا نباشد، به دیگران (مخالفین ما) محتاج مى‏شود، هر گاه به آن‏ها نیاز پیدا كرد آنان او را در خط انحراف و گمراهى قرار مى‏دهند در حالى كه خودش نمى‏داند.» ضرورت یادگیرى احكام دینى در منظر پیشواى ششم آنقدر مهم است كه مى‏فرماید: «لو اتیت‏بشاب من شباب الشیعة لایتفقه لادبته; (7) اگر به جوانى از جوانان شیعه برخورد نمایم كه در دین تفقه نمى‏كند او را تادیب خواهم كرد.»

3 - شناساندن آسیب‏هاى اجتماعى

آشنا نبودن نسل جدید با آفت‏هاى اجتماعى موجب افت ارزش‏هاى اخلاقى و توفیق دشمنان فرهنگى و رواج خلاف و حرام در میان آنان مى‏باشد. اگر جوانان مسلمان با این آفت‏ها آشنا باشند و از عواقب بد آن در میان افراد جامعه اطلاع یابند، بنابر فطرت پاكى كه خداوند در نهاد آن‏ها قرار داده از آن آفت‏ها فاصله خواهند گرفت و دامن خویش را به چنین آفت‏هاى اجتماعى آلوده نخواهند كرد. صادق آل محمد علیه السلام مواردى از آفت‏هاى اجتماعى را چنین فهرست كرده است: الف) ستم كردن ب) فریبكارى ج) خیانت د) تحقیر و خوار كردن دیگران ه) اف گفتن: (نق بزند، غرغر كند و به این وسیله زحمات دیگران را نادیه گرفته و خود را چیزى پندارد.) و) دشمنى، كینه توزى و اظهار عداوت با برادران دینى ز)تهمت زدن ح )داد و فریاد و پرخاشگرى ط) طمع كارى و حرص به دنیا.
«و ان لایظلمه و ان لایغشه و ان لایخونه و ان لایخذله و ان لایكذبه و ان لایقول له اف و اذ قال له اف فلیس بینهما ولایة و اذ قال له انت عدوى فقد كفر احدهما و اذا اتهمه انماث الایمان فى قلبه كما ینماث الملح فى الماء; (8) به برادر ایمانى خود ستم ننماید، او را فریب ندهد، به او خیانت نكند، او را كوچك نشمارد، او را دروغگو نخواند، به او اف نگوید و اگر به او اف بگوید (غرغر كند) ولایت‏بین آن دو قطع مى‏شود و اگر به برادر ایمانى‏اش بگوید تو دشمن من هستى، یكى از آن دو كافر [باطنى ]مى‏شود و اگر برادرش را متهم نماید، ایمان در قلب او ذوب مى‏شود مانند ذوب شدن نمك در آب.» (9)

4 - ترغیب به دانش افزایى

یك جوان مسلمان باید از علوم روز آگاهى كافى داشته باشد. تخصص در كنار تعهد یك اصل مسلم و تردید ناپذیر در فرهنگ ما است. كسانى در عرصه زندگى به اهداف دلخواه خود مى‏رسند كه با شناخت دانش‏ها و مهارت‏هاى عصر خود به قله‏هاى سعادت نائل شده و با تعهد و ایمان خویش، اعتماد افراد جامعه را به خود جلب مى‏كنند. از منظر حضرت صادق‏علیه السلام كسب دانش و مهارت‏هاى فنى براى یك جوان ضرورى است، آن حضرت مى‏فرماید: «لست احب ان ارى الشاب منكم الا غادیا فى حالین، اما عالما او متعلما; (10) هیچوقت دوست ندارم یكى از جوانان شما (شیعه) را ببینم مگر اینكه در یكى از دو حال، شب و روز خود را سپرى كند: یا دانا باشد یا یاد گیرنده.»

5 - عادت دادن به حسابرسى

یك تاجر زمانى در كار خود پیشرفت مى‏كند كه در هر شبانه روز به حساب خود رسیدگى كرده و سود و زیان معاملات خویش را بداند و گرنه بعد از مدت كوتاهى سرمایه و هستى خود را از دست‏خواهد داد. جوانى، یك سرمایه و فرصت‏بسیار عالى براى هر شخص مى‏باشد. اگر یك جوان به حساب عمر خود رسیدگى نكند و نداند كه آیا در مقابل عمر خویش چه چیزى به دست آورده است، در آینده‏اى نه چندان دور سرمایه معنوى خویش را به باد فنا خواهد داد. اما اگر به حساب روزانه‏اش برسد و ببیند كه در مقابل هر روز از دست رفته، یك قدم به سوى كمال برداشته، خوشحال شده و آن را تكرار كند و در مقابل انحطاط فكرى و اخلاقى غمگین گشته و سعى در جبران آن داشته باشد، بدیهى است كه رو به سوى رشد و ترقى خواهد نهاد. امام صادق‏علیه السلام به ابن جندب كه یك جوان فعال و پرشور و باایمان بود مى‏فرماید: «یا بن جندب! حق على كل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فى كل یوم و لیلة على نفسه فیكون محاسب نفسه فان راى حسنة استزاد منها و ان راى سیئة استغفر منها و لئلا یخزى یوم القیامة; (11) اى پسر جندب! هر مسلمانى كه ما را مى‏شناسد شایسته است كه رفتار و كردار خود را در هر شبانه روز برخود عرضه دارد و حسابگر نفس خویش باشد تا اگر كار نیكى در آن‏ها دید، بر آن بیفزاید و اگر كار بدى در اعمال خود مشاهده نمود، از آن‏ها توبه كند، تا در روز قیامت دچار ذلت و حقارت نشود.»

6 - تعدیل حس دوست‏خواهى

انسان با انس به دوستانش احساس مسرت و لذت مى‏كند. او در همنشینى با رفیق شفیق، نشاط و نیرو مى‏گیرد و این یك نیاز طبیعى اوست و باید ارضاء شود. یك جوان در اثر این حس به سمت دوستان و همفكران خود كشیده مى‏شود، او عاشق رفاقت است و دنبال ارتباط با هم سن و سالان خود مى‏باشد. از طرف دیگر بر اثر غلبه احساسات و شور و شوق جوانى و نپختگى نگرش عقلانى، ممكن است در دام دوستان ناباب و یا صیادان و شیادان بیفتد. از این رو در انتخاب یك دوست ممكن است دچار مشكلات گردد. امام جعفر صادق علیه السلام دقیقا روى همین نكته انگشت اشارت نهاده و به جوانان چنین رهنمود مى‏دهد: «الاخوان ثلاثة: فواحد كالغذاء الذى یحتاج الیه كل وقت فهو العاقل. و الثانى فى معنى الداء و هو الحق. و الثالث فى معنى الدواء فهو اللبیب; (12) دوستان سه دسته هستند. اول: كسى كه مانند غذا در هر زمان به او نیاز هست و او دوست عاقل است. دوم:كسى كه [براى انسان] مانند بیمارى و درد [رنج آور] است، و او دوست احمق [و نادان] است و سوم: كسى كه وجودش براى فرد همانند داروى حیات بخش است، و آن رفیق روشن بین [و اهل تفكر] است.»

7 - ضرورت ازدواج

هر جوانى فطرتا نیازمند ازدواج است و باید به این نیاز خدادادى و طبیعى از طریق مشروع جواب داد. اما بعضى جوانان با بهانه قرار دادن بعضى مشكلات و سختى‏ها از این سنت الهى روى بر تافته و خود را در دام نفس شیطانى گرفتار مى‏كنند. به آنان باید توجه داده شود كه این پیمان مقدس در میان تمام ملت‏ها وجود داشته و محبوبترین بنیان نزد خداوند متعال است. با ازدواج، شخصیت و ایمان دو جوان كامل مى‏شود. صادق آل محمد علیه السلام فرمود: «من تزوج احرز نصف دینه فلیتق الله فى النصف الآخر; (13) كسى كه ازدواج كند نصف دینش را حفظ كرده است پس باید در نصف دیگرش تقواى الهى پیشه كند.»
و در حدیث دیگرى آن حضرت به جوانان چنین پیام داد: «ركعتان یصلیهما المتزوج افضل من سبعین ركعة یصلیها اعزب; (14) دو ركعت نماز كه فرد ازدواج كرده مى‏خواند بر 70 ركعت نماز یك فرد مجرد برترى دارد.»

8 - تشویق به نماز

بر اساس متون دینى ما نماز عامل كمال انسان و حافظ او از آلودگى‏ها و صفات مذموم و ناپسند است. همچنین این رفتار معنوى تاثیر بسزایى در بیدار كردن روح نظم و حفظ نظام انسان دارد. نماز تسلى بخش و آرامش بخش دل‏هاى مضطرب در انسان‏هاى خسته و نگران است. نماز شاخص رهروان راه خدا و بهترین وسیله ارتباط صمیمانه رب العالمین است. تجربه و آمار گواهى مى‏دهد كه درصد بالایى از خلافكاران و هنجارشكنان در جامعه اسلامى در خانواده‏هایى بزرگ شده‏اند كه یا نماز نمى‏خوانند و یا آن را سبك مى‏شمارند. پیشواى ششم جایگاه مهم نماز را در زندگى و رفتار روزانه یك مسلمان براى اقشار مختلف به ویژه جوانان تبیین نموده و فرمود: «اول ما یحاسب به العبد على الصلوة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله; (15) [روز قیامت] اولین چیزى كه از بنده محاسبه مى‏شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد، سائر اعمالش پذیرفته مى‏شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیك] او نیز رد خواهد شد.»
آن حضرت در مورد زیان‏هایى كه در اثر دورى از نماز براى انسان رخ مى‏دهد به ابن جندب فرمود: «ویل للساهین عن الصلوات، النائمین فى الخلوات، المستهزئین بالله و آیاته فى الفترات اولئك الذین لاخلاق لهم فى الآخرة و لا یكلمهم الله یوم القیامة و لا یزكیهم و لهم عذاب الیم; (16) واى بر آن‏ها كه از نماز غفلت كنند و در خلوت بخوابند و خدا و آیاتش را در دوران ضعف دین استهزاء كنند، آنان كسانى هستند كه در آخرت بهره ندارند و خدا در روز قیامت‏با آنان سخن نخواهد گفت و آنان را تبرئه نخواهد كرد و عذاب دردناك براى آن‏هاست.»

9 - تقویت اندیشه‏هاى مثبت

با تقویت تفكر مثبت در جوانان مى‏توان صفات نیك و خصلت‏هاى زیبا را در وجود آن‏ها ایجاد كرد. آن گاه با فضاسازى مناسب و به وجود آوردن بسترهاى لازم، آن‏ها را به تكرار رفتارهاى مثبت متمایل كرده و آن رفتارها را به صورت عادات پایدار در وجود آنان در آورد. بخشى از اندیشه‏هاى مثبت در كلام امام جعفر صادق علیه السلام عبارتند از:
الف) زیارت دوستان و تقویت‏ حس همیارى: آن حضرت نیكى به دوستان و دیدار آنان را برترین عبادت برشمرده و فرمود: «ما یعبد الله بمثل نقل الاقدام الى بر الاخوان و زیارتهم; خداوند به چیزى همانندگام برداشتن در راه نیكى به برادران دینى و دیدار و زیارت آن‏ها عبادت نشده است.»
ب) انس با خدا: چه زیباست كه جوانان پاك همیشه خدا را بهترین انیس خود بدانند و در سختى‏ها او را همدم و پناهگاه خویش بر گزینند. آن حضرت فرمود: «آنسو بالله واستوحشوا مما به استانس المترفون; (17) [انسان‏هاى با ایمان] با خدا انس گرفته‏اند و از آنچه كه مال اندوزان و دنیا پرستان به آن انس گرفته‏اند، در هراسند.» آرى آنان از نعمت‏هاى خداوندى بهره مى‏برند، اما به آن‏ها دل نمى‏دهند. آنان دلبسته خدا بوده و با یاد او آرام مى‏شوند.
ج) پایدارى در راه هدف پایدارى در راه ایمان و عقیده از عوامل توفیق و پیروزى است. یك جوان آن گاه به آرزوهاى مشروع و دلخواه دست مى‏یابد كه پشتكار و استقامت داشته باشد. مهمترین آرزوى هر جوان نیل به سعادت حقیقى و قرب پروردگار - كه جلوه تمام كمالات، زیبائى‏ها و خوبى‏هاست - مى‏باشد. پیشواى صادق شیعیان فرمود: «لو ان شیعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكة و لا ظلهم الغمام و لاشرقوا نهارا و لاكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم و لما سالوا الله شیئا الا اعطاهم; (18) اگر شیعیان ما در راه حق استقامت ورزند، فرشتگان با آنان دست مى‏دهند. ابرهاى رحمت‏بر آن‏ها سایه مى‏افكند. مانند روز مى‏درخشند، از زمین و آسمان روزى مى‏خورند و آنچه از خدا بخواهند، به آن‏ها عطا مى‏كند.»
د) دستگیرى از افتادگان: معلى بن خنیس مى‏گوید: «امام صادق علیه السلام در شبى بارانى از خانه به سوى ظله بنى ساعده رفت. به دنبال او رفتم، گویى چیزى از دست او بر زمین افتاد. حضرت گفت:
به نام خدا، خداوندا آن را به ما بازگردان. به نزدیك رفته سلام كردم. فرمود: معلى تو هستى؟ عرض كردم! آرى فدایت‏شوم! فرمود: با دست‏خود زمین را جست وجو كن، هر چه یافتى آن را به من بازگردان.
معلى مى‏گوید: نان‏هاى زیادى روى زمین افتاده بود. یكى یكى، دوتا دوتا پیدا مى‏كردم و به آن حضرت مى‏دادم. كیسه‏اى پر از نان همراه آن حضرت بود و از سنگینى آن را به زحمت‏حمل مى‏كرد. عرض كردم: اجازه دهید آن را من بیاورم؟ فرمود: من از تو شایسته ترم، ولى با من بیا. به ظله بنى ساعده رسیدیم. گروهى را دیدم كه در خواب بودند. آن حضرت یك یا دو قرص نان را در زیر سر آنان مى‏گذاشت. توزیع نان به آخرین نفر كه تمام شد، بازگشتیم. عرض كردم: فدایت‏شوم! آیا این‏ها شیعه هستند. فرمود: اگر شیعه بودند حتى در نمك طعام نیز با آنان مواسات و از خود گذشتگى مى‏كردم.» (19)
ه) توجه به غذا: یك جوان مسلمان همچنان كه به سلامت روح خود مى‏اندیشد، در پرورش جسم نیز كوشا است او فردى ضعیف البنیه، كسل و منزوى نیست‏بلكه به بهداشت غذاى خویش در كنار بهداشت روانش توجه دارد. از راه تغذیه صحیح و ورزش جسم خود را تقویت مى‏كند و از راه‏هاى مختلف نشاط خویش را به دست مى‏آورد، اما در عین حال به حلال و حرام بودن غذایى كه مى‏خورد توجه كامل دارد و آثار مخرب غذاى حرام و غیر مشروع را در وجودش در نظر دارد. امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: «شیعتنا لا یاكلون الجرى...و لایشربون مسكرا; (20) شیعیان ما مارماهى نمى‏خورند ... و شراب و مسكرات نمى‏نوشند.»
و) نیك رفتارى با اهل معصیت: در اصلاح رفتار غلط و ناپسند دیگران و كسانى كه به نوعى مرتكب گناه مى‏شوند، باید شیوه‏اى كارآمد در پیش گرفت و ترس و یاس آنان را در پیوستن به ردیف خوبان از میان برداشت و با نیك رفتارى و امید دادن، روحیه شكست‏خورده آنان را تقویت نموده و بازسازى كرد.
امام صادق علیه السلام فرمود: «لا تقل فى المذنبین من اهل دعوتكم الا خیرا، واستكینوا الى الله فى توفیقهم; (21) در مورد همكیشان گنه كار خود جز خوبى و نیكى چیزى نگو و از خداوند توفیق هدایت آنان را بخواهید.»
ز) در اندیشه شغل حلال: عبدالاعلى بن اعین در یك روز تابستانى بسیار گرم در یكى از كوچه‏هاى مدینه امام صادق علیه السلام را ملاقات كرده و به آن بزرگوار عرضه داشت: «فدایت‏شوم! با این مقام و منزلت و رتبه‏اى كه نزد خداوند دارید و خویشاوندى كه با پیامبر براى شماست، باز هم براى دنیاى خویش تلاش مى‏كنید و در چنین روز گرمى خود را در فشار و سختى قرار مى‏دهید؟! امام در پاسخ فرمود: اى عبدالاعلى! جهت‏یافتن روزى و درآمد حلال بیرون آمده‏ام تا از افرادى همانند تو بى نیاز شوم.» (22)
ح) برنامه ریزى صحیح در زندگى: امام صادق علیه السلام مى‏فرمود: «فان الله یعلم انى واجد ان اطعمهم الحنطة على وجهها و لكنى احب ان یرانى الله قد احسنت تقدیر المعیشة; (23) خدا مى‏داند كه مى‏توانم به بهترین صورت نان گندم خانواده‏ام را تهیه كنم، اما دوست دارم خداوند مرا در حال برنامه ریزى صحیح زندگى ببیند.»

پی نوشت :

1) التهذیب، ج 8، ص 111.
2) الكافى، ج 8، ص 93.
3) بحار الانوار، ج 10، ص 295.
4) معجم رجال الحدیث، ج 19، ص 325.
5) بحارالانوار، ج 75، ص 237.
6) منیة المرید، ص 375; اصول كافى ج 1، ص 25.
7) بحار الانوار، ج 1، ص 214.
8) وسائل الشیعه، ج 12، ص 208.
9) و در حدیث دیگرى آن حضرت طمع نورزیدن و پرخاش نكردن را از نشانه‏هاى یك شیعه كامل شمردند: شیعتنا لا یهرون هریر الكلب و لایطمعون طمع الغراب (مستدرك، ج 12، ص 69.)
10) امالى طوسى، ص 303.
11) تحف العقول، ص 301.
12) بحارالانوار، ج 75، ص 237.
13) همان، ج 100، ص 219.
14) روضة الواعظین، ج 2، ص 374.
15) من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 208.
16) تحف العقول، ص 302.
17) همان، 301.
18) همان، ص 302.
19) تفیسر عیاشى، ج 2، ص 107. با استفاده از عبارات شهید مطهرى.
20) تحف العقول، ص 303.
21) همان.
22) الكافى، ج 5، ص 74.
23) همان، ص 166، و اعیان الشیعه، ج 1، ص 59.

منبع: گنجینه معرفت




موضوع :
امام جعفرصادق(ع) ,  مقالات ,